زین پس طوفان‌ ها با اطلاع قبلی بیایند لطفاً! طنز


بدون هیچ مقدمه‌ای خبری را که در ادامه می‌آید بخوانید:
«احمد صادقی رئیس مدیریت بحران شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس، به طوفان روز گذشته اشاره کرد و گفت: این طوفان همه را غافلگیر کرد. این موارد قابل پیش‌بینی است و باید هشدار می‌دادند ولی هشدار ندادند.
وی ادامه داد: از سازمان هواشناسی در این زمینه سؤالاتی کردیم که آنها گفتند ما پیش‌بینی بارندگی و شدت آن را داشتیم اما امکان سنجش سرعت باد را دقیق نداشتیم.
صادقی اضافه کرد: حتی اگر این فرضیه هم درست باشد آنها می‌توانستند حداقل  در زمانی که این طوفان در تهران اتفاق افتاد و بعد به سمت قم در حال حرکت بود به قم هشدار می‌دادند که به آنها هم هشدار ندادند.»
در همین راستا به چند مکالمه احتمالا رد و بدل شده بین چند نفر اشاره می‌شود:


گفتگوی اول:

- سلام... هواشناسیه؟
- بله.. بفرمایید.
- من از مدیریت بحران زنگ میزنم... چه خبر؟
- چی رو چه خبر؟ سلامتی!
- بحرانی، طوفانی، چیزی نداری؟!
- نه.... یه چند تا ابر هستن که میان یه اخ و تفی میکنن و میرن دیگه... مثل همیشه!
- یعنی بادی، طوفانی، گردبادی... هیچی؟!
- طوفان؟ شیب؟ بام؟ گردباد؟.... نه بابا دلت خوشه ها... صبر کنید بیام، نوبت منه!
- جان؟ نوبت شماست؟
- با تو نبودم که.... بچه ها دارن پلی استیشن بازی میکنن، الان نوبت منه.
- ببخشید مزاحم شدم... فقط مربع رو زیاد نگیر، خارج از چارچوب میزنه... توپش میره قاطی باقالیا!
 

گفتگوی دوم:

- سلام... مدیریت بحرانه؟
- بله ... بفرمایید.
- آقا یه چیز گرد و قلمبه و قهوه‌ای و وحشتناکی داره از دور به ما نزدیک میشه.
- خب؟
- خب که خب دیگه... میگم بیاید مدیریتش کنید بابا. الان به ما میرسه زار و زندگیمون رو به باد میده ها!
- به ما اطلاعی درباره طوفان داده نشده.
- خب من الان اطلاع دادم دیگه.
- شما مگه کی هستی که فکر میکنی میتونی به ما اطلاع بدی؟ ما از اون خانواده‌هاش نیستیم که هر کی از راه رسید بتونه به ما اطلاع بده، فهمیدی؟ هواشناسی باید اطلاع بده...
- حالا ما چی کار کنیم؟
- چشماتون رو ببندید... خودش میاد رد میشه!
- اگر خسارتی زد چی؟
- در اون صورت لطفا هرچه سریع‌تر میزان خسارات وارده اعم از مرگ، نقص عضو، جراحت سرپایی یا عمیق و سایر موارد رو به ما اطلاع بدید تا آمارمون از میزان خسارات دقیق باشه، رییسمون فردا مصاحبه دارن، خوب نیست آمار غلط بدن!
 
 
گفتگوی سوم

- سلام... هواشناسیه؟
-  بله... بفرمایید.
- من از مدیریت بحران زنگ میزنم...
-  باز چی شده... خبر میخوای؟
- نه دیگه... خبر که اومد و رفت دیگه...
- آره بد مصب... بازیمون هم نیمه کاره موند.. دو هیچ جلو بودم ها! غافلگیرمون کرد!
- پس غافلگیر شدید!
- آره... نمیدونم این طوفانا چرا قبل از اینکه بیان یه تماس نمیگیرن خبر بدن... اصلا آداب معاشرت بلد نیستن!
- میگم حالا نمیخواید به قم خبر بدید؟
- دو هیچ جلو بودم رو؟
- نه بابا... طوفان رو!
- حالا قم واسه چی؟
- خب داره میره اونوری دیگه...
- به سلامتی!
- به سلامتی چیه.... الان میره پدرشون رو در میاره!
- خب در بیاره... مگه اونا خونشون از تهرانیا رنگی‌تره، همینطور که تهران رو خبر ندادیم و هیچی نشد، اونا رو هم خبر نمیدیم و هیچی هم نمیشه!
- بابا بیشتر از 120 کیلومتر سرعتشه... ناوبد میکنه ها!
- نه بابا؟!
- باور کن!
- الان زنگ میزنم به پلیس راه میگم!
- پلیس راه واسه چی؟
- بگیردش دیگه... سرعتش از حد مجاز اتوبان تهران-قم بیشتره!
- حالا شاید از اتوبان نره...
- ای زرنگ.... میندازه از بیراه میره که دوربینا عکسش رو نگیرن... کلک!
-عجب!
- اَه... چقدر حرف میزنی تو... اومدم!
- کجا؟
- با تو نبودم که... دوباره نوبت من شد... میزاری برم یا نه؟
-  بله بفرمایید... ببخشید که مزاحم شدم، فقط یادتون نره مربع رو خیلی فشار ندید؟!



گردآوری : گروه سرگرمی سیمرغ
www.seemorgh.com/entertainment
منبع: jamnews.ir


مطالب جالب دیگر:
بازیگر زن هندی مسلمان شد! + عکس قبل و بعد از مسلمان شدن
جراحی های دختری که میخواهد شبیه مانکن معروف شود!! + عکس
خودروی پرنده با سرعت 900کیلومتر برساعت!! + عکس
عکسی دیدنی از چهره بهنوش طباطبایی در دوران کودکی
آموزش به پرستاران زن برای اینکه همیشه لبخند بزنند! + عکس

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه